از عدالتمحوری عصر زندیه تا راهبردهای دیپلماسی فرهنگی در آستانه رویدادی بینالمللی
تاریخ در بستر تکاملی جوامع، صرفاً روایتی منجمد در اوراق کهن نیست؛ بلکه آبشخور اصلی هویتسازی، پیوستگی فرهنگی و خودآگاهی جمعی یک ملت به شمار میرود. در گستره جغرافیای تمدنی ایرانزمین، بازخوانی فراز و فرود سلسلههای پیشین زمانی کارکردی پیشبرنده و اثربخش مییابد که به استخراج “الگوهای حکمرانی صالح” و “تحکیم انسجام ملی” بینجامد. در این میان، سده دوازدهم هجری قمری و برآمدن سلسله زندیه به زعامت محمدکریمخان زند، نقطهای عطف و تمایزی معنادار در سپهر سیاسی ایران پس از فروپاشی صفویه و آشوبهای پس از نادرشاه افشار پدید آورد؛ عصری که به گواه قاطبه مورخان منصف، آرامش، مردمداری و استقرار نسبی عدالت را در سایه عنوانی متواضعانه یعنی “وکیلالرعایا” تجربه کرد.
امروز، کهندیار ملایر در قامت خاستگاه، زادگاه و کانون بالندگی خاندان زند، گام در مسیر رخدادی راهبردی نهاده است: نخستین همایش بینالمللی کریمخان زند که در اردیبهشتماه ۱۴۰۶ میزبانی فرهیختگان و پژوهشگران تاریخ ایران و جهان را بر عهده خواهد داشت. این رویداد، بیش از آنکه یک گردهمایی تشریفاتی یا آکادمیک محض باشد، مانوری هویتی و حرکتی بنیادین در راستای بازآفرینی دیپلماسی فرهنگی، احیای جایگاه تمدنی ملایر و تدوین نظام فکری حکمرانی مبتنی بر مردمداری است.
تحلیل گفتمان سیاسی و سیره عملی کریمخان زند آشکار میسازد که او از معدود فرمانروایان تاریخ ایران بود که عامدانه از پذیرش عنوان متکبرانه شاه و القاب مرسوم استبداد شرقی سر باز زد و عنوان پرمعنای “وکیلالرعایا” (نماینده و پاسدار حقوق مردم) را برگزید. این تقدم حقوق عامه بر شوکت سلطنت، ریشه در خاستگاه ایلیاتی، پیوند با مردم و منش اخلاقی او داشت.
اگر منظومه حاکمیتی زندیه را با سنجههای علوم سیاسی و الگوهای مدیریت عمومی بسنجیم، ویژگیهای بارزی در آن رخ مینماید که نمونههای بارز آن عبارت بود از:
شفافیت رفتاری و بیپیرایگی قدرت: دوری از تجملگرایی درباری، دسترسیپذیری حاکم و مدارا با فرودستان.
توسعه اقتصادی درونزا و احیای رفاه عمومی: امنیت راههای مواصلاتی، بازسازی بازارها، حمایت از بازرگانی و کشاورزی و سبک کردن مالیاتهای تحمیلی بر دوش رعیتی که دههها جنگهای فرسایشی را از سر گذرانده بود.
تطابق رفتاری با موازین اخلاقی و تعالیم عدالتجویانه: همانگونه که نخبگان فکری و سیاسی بارها تصریح کردهاند، دوران ۵۰ ساله زندیه از حیث سلامت رفتاری حاکمان، مهار فساد درباری و دوری از خونریزیهای بیحاصل، تطابقی چشمگیر با آرمانهای دادورزانه و مبانی دینی دارد؛ تا آنجا که حتی مصلحان بزرگی چون میرزا تقیخان امیرکبیر در سدههای بعد، همواره با حسرت و ستایش از سلامت ساختار دیوانی و سیره عدالتگستر وکیلالرعایا یاد میکردند.
از این رو، آغاز موج فراگیر “کریمخانشناسی” نه یک تمایل نوستالژیک قومی، بلکه نیازی زنده برای بازتولید الگوهای بومی حکمرانی و تعمیق ارتباط دولت و ملت در عصر حاضر است.
برگزاری رویدادی با گستره بینالمللی مستلزم برقراری توازن میان دو بال “اعتبار علمی” و “پشتیبانی لجستیکی و اعتباری” است. آنچه در منظومه اجرایی این همایش به ریاست فرمانداری ویژه ملایر و پیگیری نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی به منصه ظهور رسیده، جلوهای عینی از همگرایی بیندستگاهی است.
ثبت رسمی این همایش در تقویم حمایتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و اختصاص اعتبارات مالی پایه در کنار رایزنیهای سطحبالا در سازمان برنامه و بودجه و نهاد ریاستجمهوری، مبین درک اهمیت این رخداد در سطح ملی است. اما در کنار اعتبارات، ضرورتهای زمانی و فنی نیز باید همواره در کانون توجه سیاستگذاران این رویداد بزرگ باشد.
برای دستیابی به یک موفقیت بزرگ نیازمند یک ساختار، برنامهریزی و طراحی راهبردی است که خوشبختانه زیرساختها و امکانات آن در جهانشهر ملایر وجود دارد که در زیر به تعدادی از آن اشاره میشود:
یکم، احیای مواریث روستای تاریخی “پری” و کمازان: روستای باستانی پری و بخش زند، کانون زیستی و خاستگاه نیاکان وکیلالرعایاست. بازسازی حمام دوره زندیه با مشارکت خودجوش مردم بومی و ساماندهی قلعههای تاریخی، هویت ملموس این سلسله را از لابهلای کتابها به روی صحنه حقیقت میآورد.
دوم، بهرهبرداری از ظرفیت بیبدیل ارگ و کهندژ «نوشیجان»: تپه باستانی نوشیجان با قدمتی کهنتر از هگمتانه و به عنوان نماد معماری مادها و نیاکان تاریخی منطقه، باید در اردیبهشتماه به کانون رویدادهای میدانی بدل شود. طراحی اکوکمپها، برپایی سیاهچادرهای سنتی لری و زندیه، اجرای پرفورمنسهای تاریخی و تورهای رایگان تخصصی برای میهمانان خارجی و داخلی، روح زندگی و شور گردشگری را به رگهای منطقه تزریق میکند.
سوم، تصحیح هویت بصری در پوستر رویداد: نمادهای هویتی در هنر بصری همایش باید آینهتمامنمای ملایر و سلسله زند باشند. گذر از عناصر تکراری نظیر ارگ شیراز و تمرکز بر معماری نوشیجان، موزه لطفعلیخان زند و دستبافتهها و نمادهای اصیل ملایر، به بازتعریف بصری این دیار در اذهان عمومی کمک شایانی خواهد کرد.
میزبانی در تراز بینالمللی بدون توسعه زیرساختهای فیزیکی ناممکن است. خوشبختانه چرخه توسعه شهرستان با احداث و تکمیل هتلهایی نظیر هتل مبلمنبت، هتل سیفیه و پیشبرد هتل کریمخان توسط شهردار خوشفکر و خلاق جهانشهر ملایر، نویدبخش جهشی ماندگار در ظرفیت اقامتی جنوب استان همدان است. بهرهبرداری کامل از این مجموعهها پیش از اردیبهشت ۱۴۰۶، نه تنها دغدغه اسکان نخبگان و سفیران فرهنگی را مرتفع میسازد، بلکه میراث ماندگار این همایش برای صنعت گردشگری، هتلداری و رونق صنایعدستی شهر جهانی مبل و منبت و انگور خواهد بود.
مخلص کلام اینکه، رویداد بینالمللی “کریمخان زند”، میدانی برای آزمودن تعهد نخبگان، مدیران، اساتید دانشگاه و بهویژه اصحاب رسانه و مطبوعات در مواجهه با تاریخ و میراث دیار خویش است. ملایر با پشتوانه تاریخی خود از مادها در نوشیجان تا دادگری وکیلالرعایا در عصر زند، شایسته آن است که در قله نامهای فرهنگی ایران بایستد.
حرکت به سمت ثبت جهانی آثار، تقویت پژوهشهای تاریخی در تعامل با دانشگاههای معتبر بینالمللی و ایجاد گفتمان عمومی در رسانهها، وظیفهای عاجل است. با همگرایی حاکمیت، علم و مردم، اردیبهشت ۱۴۰۶ میتواند نقطه عطفی تاریخی باشد که در آن ملایر نه تنها به عنوان شهر جهانی صنایعدستی، بلکه در قامت “پایتخت تاریخی دادگری و مردمداری ایرانی” به جهانیان شناسانده شود.
بدون نظر! اولین نفر باشید