دمسیاه؛ یک دهه انتظار، یک تصمیم تازه و سؤالات بیپاسخ
از تقاطع غیرهمسطح سال ۱۳۹۵ تا میدان سال ۱۴۰۵؛ یک مطالبه قدیمی سرانجام وارد مرحله اجرا شد.
پس از حدود یک دهه انتظار، سرانجام عملیات اجرایی ساماندهی تقاطع و سه راهی «دمسیاه» ملایر آغاز شد؛ پروژهای که با حضور معاون وزیر راه و شهرسازی و نمایندگان ملایر در مجلس شورای اسلامی با اعتباری بالغ بر یکهزار میلیارد ریال، شامل احداث میدان، نصب حفاظ بتنی و اجرای روشنایی، وارد مرحله اجرا شد.
آغاز این پروژه را باید اتفاقی مثبت و نتیجه پیگیریهای مستمر و مطالبهگری مردم و رسانهها دانست، بهویژه اینکه این موضوع طی سالهای اخیر به عنوان یک مطالبه بارها از سوی نویسنده بصورت شفاهی و مکتوب مطرح و از مسئولان و نمایندگان مردم در مجلس، پیگیری اجرای آن خواسته شده است.
اما اکنون که کلنگ پروژه بر زمین خورده، یک پرسش همچنان در ذهن افکار عمومی باقی است؛ پرسشی که نه از سر مخالفت با پروژه، بلکه از سر دغدغه نسبت به نحوه تصمیمگیری و هزینهکرد منابع عمومی باید مطرح شود.
در تیرماه سال ۱۳۹۵، در سایت وزارت راه و شهرسازی و رسانه ها؛ خبر آغاز عملیات اجرایی، اعتبارات و زمانبندی افتتاح تقاطع غیرهمسطح دمسیاه منتشر شد. اکنون پس از گذشت حدود ۱۰ سال، طرحی که برای آن نقطه اجرا میشود، احداث میدان است.
طبیعی است که در طول یک دهه شرایط ترافیکی، اعتبارات، اولویتهای عمرانی و مطالعات فنی تغییر کند و تغییر یک طرح لزوماً به معنای تصمیم اشتباه نیست. حتی وزیر راه و شهرسازی نیز در بازدید از این مکان بر انتخاب «بهترین حالت» پس از بررسی دقیق کارشناسی تأکید کرد.
بنابراین پرسش این است:چه مطالعهای باعث شد گزینه تقاطع غیرهمسطح کنار گذاشته و احداث میدان بهعنوان راهکار مناسب انتخاب شود؟
اگر چنین مطالعهای انجام شده است، انتشار نتایج آن میتواند ابهام موجود را برطرف کند.
موضوع دیگر، هزینهای است که طی این سالها به دلیل تعیین تکلیف نشدن این نقطه بر مردم تحمیل شده است.
در این سالها، نبود تقاطع مناسب در این مکان موجب ایجاد راهکار موقت احداث دوربرگردان در فاصله حدود ۱۶۰۰ متری از سهراهی شد که حدود ۳۲۰۰ متر به مسیر آورزمان به ملایر اضافه گردید، ۳۲۰۰ متر برای یک خودرو شاید رقم بزرگی به نظر نرسد؛ اما وقتی آن را در تعداد خودروهای عبوری، روزها، ماهها و سالها ضرب کنیم، معنای دیگری پیدا میکند؛ و معنای آن عبارت است از: سوخت بیشتر، استهلاک بیشتر، زمان بیشتر و آلایندگی بیشتر.
از این منظر، تأخیر در اجرای یک پروژه فقط به معنای افزایش هزینه ساخت آن نیست؛ خودِ تأخیر نیز هزینه دارد.
اعتبار ۴۱ میلیاردی ریالی پروژهای که در سال ۱۳۹۵ مطرح بود و اعتبار پروژهای که امروز با رقم یکهزار میلیارد ریال وارد مرحله اجرا شده، البته به دلیل تورم و افزایش شدید هزینههای ساخت، قابل مقایسه مستقیم و اسمی نیست. اما همین فاصله زمانی، یک سؤال جدی را پیش مسئولانی قرار میدهد که ترک فعل داشته و این پروژه را فراموش کرده بودند: اگر این گره ترافیکی یک دهه پیش تعیین تکلیف میشد، چه میزان از زمان مردم، سوخت و استهلاک خودروها صرفهجویی میگردید؟
پاسخ دقیق این سؤال نیازمند آمار رسمی حجم ترددها است؛ اما اصل مسئله قابل انکار نیست: هر روز تأخیر در رفع یک گره ترافیکی، هزینهای برای استفادهکنندگان از راه ایجاد میکند.
اما اکنون زمان توقف در گذشته نیست، مردم سالها منتظر این پروژه بودهاند و امروز که عملیات اجرایی آغاز شده، انتظار دارند این بار پروژه با سرعت، کیفیت و نظارت دقیق به پایان برسد.
ضمن تشکر از نمایندگان مردم، فرماندار و مسئولان راهداری؛ انتظار میرود همانگونه که برای آغاز پروژه تلاش کردهاند، در مرحله اجرا نیز نظارت مستمر بر پیشرفت، کیفیت و رعایت زمانبندی پروژه داشته باشند.
با توجه به اینکه این سه راهی یا تقاطع در گذشته یکی از نقاط حادثه خیز استان بوده باید هدف نهایی چیزی فراتر از ساخت یک میدان یعنی کاهش تصادفات، افزایش ایمنی و روانتر شدن تردد خودرها باشد.
این مطالبهگری را نیز نباید به معنای مخالفت با طرح جدید تلقی کرد. برعکس؛ اکنون که پس از سالها پیگیری، مطالبه مردم به مرحله اجرا رسیده است، باید از آن استقبال کرد و امیدوار بود پروژه جدید در کوتاهترین زمان ممکن و بدون وقفه به بهرهبرداری برسد.
اما درس مهمی که از این ماجرا باید گرفت این است که پروژههای عمرانی را نباید سالها در انتظار اعتبار، تصمیم یا تغییر طرح گذاشت؛ زیرا هزینه تأخیر را در نهایت مردم پرداخت میکنند.
امروز کلنگ ساماندهی این تقاطع برزمین زده شد، امیدواریم به زودی خبر بهرهبرداری از آن منتشر شود، نه خبر یک تأخیر دیگر.
و این شاید بهترین پایان برای یک دهه مطالبهگری باشد.