آشنایی با مرکز فیزیوتراپی چگینی در ملایر
ملایرنگار: در جهان امروز فیزیوتراپی فراتر از یک درمانِ ساده، علمی مهم برای تسکین درد است و ستونِ اصلیِ بازیابیِ کیفیتِ زندگی در جوامعِ مدرن محسوب میشود، در دنیای امروز که سبکِ زندگیِ ماشینی و کمتحرکی، آسیبهای اسکلتی و عضلانی به بخشی جداییناپذیر از زندگیِ روزمره همه ما انسانها تبدیل شده، فیزیوتراپی به عنوان راهکاری غیرتهاجمی و پایدار، پلی میانِ “درد” و “بهبودی” تبدیل شده است.
اگر از خود بپرسیم که نقش این علم در زندگی و سلامت انسانها چیست؟ در پاسخ باید گفت: نقشِ محوریِ فیزیوتراپی در نظام سلامت، کاهشِ وابستگی به داروهای مسکن و پیشگیری از جراحیهای سنگین است؛ فیزیوتراپیست با نگاهِ تخصصی به ساختار حرکتی بدن، نه تنها علائم درد را هدف قرار میدهد، بلکه با ریشهیابیِ مشکلات و آموزشِ اصلاحِ الگوهای حرکتی، استقلالِ فردی را به بیمار بازمیگرداند.
البته باید به یاد داشته باشیم که سلامتِ یک جامعه، در گروِ پویایی و حرکتِ بدون دردِ تکتکِ شهروندان آن است. سرمایهگذاری بر توانبخشی و فیزیوتراپی، در واقع سرمایهگذاری بر “جامعهای فعالتر، شادابتر و مستقلتر” است، پس اجازه ندهیم دردهای پنهان، کیفیتِ سالهای عمرمان را کاهش دهند. این موضوع باعث شد تا به سراغ یکی از قدیمیترین فعالان این حوزه برویم و گفتگویی صمیمی با وی انجام دهیم، تا مخاطبان ما با این رشته پزشکی و امکانات موجود در این مجتمع بیشتر آشنا شوند؛ در این گفتوگو، پای صحبتهای گرم فیزیوتراپیست محمدرضا چگینی، که از چهرههای باسابقه و پیشگام در حوزه توانبخشی شهرستان ملایر است نشستیم و به بررسی مسیر حرفهای او، چالشهای درمانی و نگاهش به آینده فیزیوتراپی نشستهایم، که ماحصل آن را در زیر با هم میخوانیم:
• آقای چگینی، برای شروع، یک بیوگرافی از مسیر تحصیلی و ورودتان به دنیای فیزیوتراپی برای مخاطبان ما بگویید.
به نام خدا. بنده محمدرضا چگینی، متولد سال ۱۳۴۷ هستم. دوران ابتدایی را در دبستان فروغی و راهنمایی را در مدرسه محمد ملایری گذراندم. پس از اخذ دیپلم ریاضیفیزیک از دبیرستان دکتر علی شریعتی ملایر، تصمیم گرفتم در کنکور تجربی شرکت کنم و خوشبختانه در رشته فیزیوتراپی پذیرفته شدم؛ در آن زمان (دهه ۶۰)، فیزیوتراپی یک رشته کاملاً ناشناخته بود و اطلاعات عمومی درباره آن بسیار کم بود. رتبه من ۷۳۰ بود. یادم هست که برای انتخاب این رشته، با دوستانی که در اروپا و آمریکا تحصیل کرده بودند و از طریق داییام که در داروخانه کار میکرد، مشورت کردم. تحقیقات و راهنماییهای آنها به من ثابت کرد که این رشته آینده درخشانی دارد؛ بنابراین وارد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شدم و اکنون ۳۵ سال است که در این حرفه مشغول به فعالیت هستم.
• سوابق کاری شما بسیار گسترده است. لطفاً درباره دورههای تکمیلی و فعالیتهای اجراییتان بیشتر بگویید.
سوابق کاری من شامل ۱۸ ماه خدمت در بیمارستان ۵۰۱ ارتش، ۷ سال فعالیت در بهزیستی ملایر و یک سال حضور در بیمارستان امام حسین (ع) است. در آن زمان، تجهیزات بیمارستان امام حسین (ع) توسط آقای دکتر شهبازخانی تأمین شده بود اما نیاز به متخصصی بود که بتواند آن بخش را راهاندازی و مدیریت کند؛ بنده افتخار داشتم که این مسئولیت را بر عهده بگیرم.
علاوه بر این، از طرف بهزیستی استان جهت گذراندن مهارت توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) زیر نظر اساتید سازمان بهداشت جهانی معرفی شدم. پس از آموختن این متد، آن را در ملایر و تمام روستاهای اطراف اجرا کردم. در این مسیر، به بسیاری از فرهنگیان، بهورزان و پزشکان آموزش دادم و حتی در شهرهای تویسرکان و نهاوند، همکارانِ بهزیستی را آموزش دادم تا بتوانند جایگزین بنده شوند و این فعالیت را تداوم بخشند.
• اگر امروز دوباره فرصت انتخاب رشته داشتید، آیا باز هم فیزیوتراپی را برمیگزیدید؟
قطعاً؛ بله. با تجربهای که الان دارم، میدانم که این رشته چقدر کاربردی و مورد نیاز جامعه است. نه تنها در حال حاضر، بلکه در آینده نیاز به فیزیوتراپی با توجه به سبک زندگی و افزایش سن جمعیت، بسیار بیشتر هم خواهد شد.
• تمرکز اصلی فعالیت شما بر کدام شاخههاست و در مواجهه با بیمار جدید، مسیر ارزیابی شما چگونه است؟
در ملایر، ما جزو نفرات اولی بودیم که فیزیوتراپی را به صورت عمومی در تمام تخصصها انجام دادیم؛ از ارتوپدی و مغز و اعصاب گرفته تا تنفسی، قلب و عروق و اطفال؛ انجام فیزیوتراپی برای درمان اطفال تکنیک خاص خود را دارد، که در این خصوص تکنیکِ ما خاص است؛ و برای انجام آن نیاز است که اعتماد کودک را جلب کرد و با فضای بازی و اطمینان، ترس او را از بین برد تا اجازه کار دهد.
در مورد بیماران جدید نیز باید گفت، معمولاً آنها توسط متخصصین مربوطه ارجاع میشوند. پس از بررسی تشخیص آنها، ما ناتوانیها، محدودیتهای حرکتی و ضعفهای عضلانی یا عصبی را ارزیابی میکنیم و هدفمان را روی آن متمرکز میکنیم تا بیمار از وضعیتِ فعلی خارج شود.
• معیار تصمیمگیری شما بین «درمان دستی»، «تمریندرمانی» و «الکتروتراپی» چیست؟
درمانهای دستی واقعاً معجزه میکنند و مهارتِ فیزیوتراپیست در دستان اوست. اما بدون ابزار و الکتروتراپی نمیتوان به نتیجه مطلوب رسید. ما با دستگاهها، موضع را آماده و ریلکس میکنیم و سپس با درمانهای دستی یا حرکتدرمانی، دامنه حرکتی را افزایش میدهیم. تمریندرمانی در منزل نیز مکمل این مسیر است. هر چیزی باید سر جای خودش باشد.
• نظر شما درباره برخی درمانهای خانگی مثل «ماساژ برای جا انداختن دیسک» که توسط افراد غیرمتخصص انجام میشود چیست؟
این یک کار غیرعلمی و غیراخلاقی است. اگر کسی ماساژِ رفع خستگی برای سالمند انجام میدهد، مشکلی نیست؛ اما اینکه تبلیغ کنند «ما دیسک را جا میاندازیم»، سوءاستفاده از بیمار است. این فرهنگ غلط نباید در جامعه باشد. هر چیزی جایگاه خودش را دارد.
• برای بیماران سکته مغزی یا ضایعات نخاعی چه رویکردی دارید؟
برای درمان این دسته از بیماران نیاز است چند نکته را مدنظر داشت: اول روان و روحیه بیمار و دوم توانمندیهای نهفته. ما از طریق تمرینات جسمی و «بیوفیدبک»، به بیمار کمک میکنیم تا تواناییهای خودش را باور کند، فعال شود و به فعالیتهای روزمره (ADL) و حتی بازگشت به شغل برسد.
• آیا در این خصوص با موردی برخورد داشتهاید؟
بله یک نمونه به یادماندنی دارم؛ بیماری در توسک پس از تصادف و جراحی، فلج کامل بود. خانوادهاش از ما خواستند کمک کنیم. پس از چند جلسه در منزل و حدود ۸۰ تا ۹۰ جلسه در مرکز، اتفاقی افتاد که اگر خودم ندیده بودم باور نمیکردم؛ او که به نظر فلج کامل میرسید، بهبود یافت و اکنون به کشاورزی مشغول است و این فقط یک معجزه الهی میدانم و خوشحال هستم خداوند بزرگ ما را وسیلهای برای درمان افراد قرار داده است و سلامت این دست از افراد در دستان ما قرار دادند.
• کدام یک از دستگاهها بیشترین تغییر را در نتیجه درمان ایجاد کرده است؟
نمیتوان تنها یک دستگاه را نام برد. تنوع تجهیزات ما شامل لیزر پرتوان و کمتوان، شاکویوتراپی، رادیوفرکانسی (RF)، تکارتراپی، مگنتیکتراپی و هیدروتراپی است. هر کدام برای هدفی خاصی در نظر گرفته شده است. مثلاً لیزر برای کاهش التهاب و کلاژنسازی، شاکویو برای خار پاشنه و تاندونیتها، و مگنت برای جوش خوردن بهتر شکستگیها و تقویت تراکم استخوان. در مورد آبدرمانی نیز، ما برنامههای خاص حرکتی را تجویز میکنیم، چرا که حرکات اشتباه در استخر میتواند آسیبزا باشد.
• مهمترین چالش این رشته را چه میدانید؟
تعرفههای بیمه، پرداختهای دیرهنگام و نبودِ یکپارچگی. با توجه به بالا بودن هزینهها نیاز است که بیمه “واقعی” باشد؛ نه اینکه بیمار با داشتنِ بیمه، باز هم نگران هزینهها باشد. اگر بیمهها از صفر تا صدِ خدمات را پوشش دهند، بیمار فقط روی درمان تمرکز میکند. همچنین نبودِ نیروی متخصص کافی برای حجم زیاد بیماران، از دیگر مشکلات است.
• چه پیامی برای کسانی که دردهای اسکلتی را نادیده میگیرند دارید؟
توصیه میکنم دردهای خود را نادیده نگیرند و حتماً به متخصص مراجعه کنند تا مشکل ریشهای درمان شود. با بالا رفتن سن، مشکلات جدیتر و درمان آنها دشوارتر میشود.
حرف پایانی:
در پایان، میخواهم به شما بگویم که درد، نباید بخشی از هویت و سبک زندگی شما باشد. من در طول این ۳۵ سال، بارها دیدهام که چطور یک حرکتِ ساده، مثل قدم زدن در پارک یا بازی با فرزندان، میتواند تمامِ دنیای یک انسان را تغییر دهد. هدف من و همکارانم، فقط کم کردنِ درد نیست؛ هدف ما این است که شما دوباره “زندگی” را با تمامِ جزئیاتش حس کنید. خواهش میکنم برای سلامت خودتان و عزیزانتان، در برابر دردها بیتفاوت نباشید. من و همکارانم در کنار شما هستیم تا این مسیرِ بازگشت به سلامت را، قدم به قدم و با امید، با هم طی کنیم. سلامت و پایداری شما، بزرگترین پاداش کار ماست؛ امیدوارم حال همه مردم خوب باشد؛ چرا که بنیآدم اعضای یک پیکرند.






بدون نظر! اولین نفر باشید