ایران در آستانه آزمونی بزرگ، امروز زمانِ وحدت است نه سستی و تفرقهافکنی
در روزهای اخیر، تحولات و رخدادهایی در عرصه ملی و امنیتی کشور پدید آمده است که اگر با درایت، خویشتنداری و عقلانیت جمعی مدیریت نشود، میتواند بستر شکلگیری شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی را فراهم سازد. بیگمان، هیچ تهدیدی برای یک ملت خطرناکتر از آن نیست که انسجام درونیاش آسیب ببیند و صدای تفرقه، جای اراده یکپارچه ملی را بگیرد. دوگانگی و چنددستگی، همان زهر پنهانی است که اگر در رگهای جامعه جاری شود، توان ایستادگی یک ملت را از درون میفرساید.
تاریخ، بارها و بارها این حقیقت تلخ را پیش روی ملتها نهاده است که در روزگار فتنه و فشار، همواره کسانی پیدا میشوند که منافع شخصی و گروهی خود را بر خیر عمومی ترجیح میدهند. آنان نه رنج مردم را میبینند، نه فریاد معیشت را میشنوند و نه دغدغهای برای کاهش آلام جامعه دارند. برای اینان، بحران نه یک تهدید ملی، که فرصتی برای کسب منفعت و تثبیت جایگاه خویش است. تأسفبار آنکه در شرایط امروز نیز نشانههایی از این رویکرد در برخی رفتارها و مواضع دیده میشود؛ رویکردی که به جای تمرکز بر حل مسائل واقعی کشور، بر مدار خودخواهی و بهرهبرداری از التهاب میچرخد.
در چنین بزنگاههایی، بیش از همیشه باید مراقب آنان بود که با ظاهری از دلسوزی و با ادعای انقلابیگری و ارزشمداری، از چارچوب عقلانیت و مصالح عالیه کشور فاصله میگیرند. تجربه نشان داده است که گاه آسیبِ سخنان تند و اقدامات احساسیِ دوستان ناآگاه، کمتر از دشمنیِ بدخواهان نیست. آنان که در مواقع حساس، شتابزدهتر از نهادهای مسئول سخن میگویند، پیشتر از تصمیمگیران رسمی موضع میگیرند و برای سرنوشت کشور نسخه میپیچند، ولو با نیت خیر، ناخواسته به تضعیف نظم تصمیمگیری و برهم خوردن آرامش ملی دامن میزنند.
حکمرانی در روزگار بحران، بیش از هر چیز نیازمند تمرکز، انسجام در فرمان، تبعیت از سازوکارهای رسمی و پرهیز از هیجانزدگی است. در شرایطی که کشور با پیچیدگیهای امنیتی و منطقهای دستوپنجه نرم میکند، هر صدای ناسنجیده و هر رفتار خارج از مدار مسئولیت، میتواند به خوراک تبلیغاتی دشمن بدل شود. به همین دلیل، امروز باید بیش از هر زمان دیگری بر این اصل پای فشرد که فصلالخطاب در مسائل کلان کشور، تصمیم نهادهای مسئول و مراجع رسمی است، نه هیاهوی هیجانی و مواضع شتابآلود.
تحولات اخیر در حوزه سیاست خارجی و شکلگیری برخی توافقات، بیتردید اهمیت فراوانی دارد و طبعاً افکار عمومی نیز آن را با حساسیت دنبال میکند. با این حال، آنچه نباید از نظر دور داشت، ماهیت دشمنانی است که بارها در بزنگاههای تاریخی، بیاعتمادی به آنان را به یک تجربه عینی تبدیل کردهاند. تاریخ روابط منطقهای و بینالمللی ما نشان داده است که دشمن، هرگز از دشمنی دست نمیکشد؛ تنها شیوهها را تغییر میدهد، لحن را نرم میکند و گاه در پوشش توافق و تعامل، طرحی دیگر را دنبال میکند.
از همین رو، عقل سیاسی و امنیتی حکم میکند که در عین بهرهگیری از فرصتهای دیپلماتیک، هیچگاه از اصل هوشیاری و مراقبت غفلت نشود. توافق، اگر در مسیر منافع ملی باشد، میتواند یک ابزار باشد؛ اما غفلت از بدعهدیها، بیثباتیها و سابقه خصومت طرف مقابل، خطایی راهبردی خواهد بود. آنچه کشور را در برابر تکرار تجربههای تلخ مصون میدارد، نه خوشبینی سادهانگارانه، بلکه هوشیاری مستمر، رصد دقیق و آمادگی همهجانبه است.
در فضای پیچیده امروز، شکلگیری برخی پرسشها و ابهامات در میان افکار عمومی، امری طبیعی است. برای نمونه، سکوت معنادار برخی بازیگران منطقهای مانند نتانیاهوی کودککش از مسائلی است که جای سؤال جدی دارد. همچنین تحرکات معنادار برخی قدرتهای خارجی و حضور آنان در نقاط حساس فنی—همچون حضور نیروهای اروپایی برای مینروبی و پاکسازی تنگه هرمز—از جمله مواردی است که افکار عمومی را به تأمل وامیدارد. البته در جهان سیاست و امنیت، بسیاری از پاسخها را باید در گذر زمان و در کنار واقعیتهای میدانی دریافت؛ اما اصلِ حساسیت نسبت به این نشانهها، نشانه بیداری جامعه و ضرورت افزایش ضریب هوشیاری ملی است.
موضوع سومی که باید به آن توجه داشت، توافقی است که به زودی در ژنو با حضور کشورهای بزرگ دنیا و کشورهای واسطه، و با مشارکت نمایندگان عالیرتبه دو کشور به امضاء خواهد رسید. قطعاً انتظار میرود مسئولان عالیرتبه کشور با اشراف کامل به تمام بندهای این توافق، علاوه بر استیفای تام و تمام حقوق مردم ایران، به فرموده رهبر معظم انقلاب، حق خون شهدای مظلوم این جنگ مخصوصاً زنان، کودکان و دانشآموزان مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب و همچنین خسارتهای مادی و معنوی جنگ را احیا کنند، که قطعاً اینگونه خواهد بود.
در چنین شرایطی، مسئولان سیاسی، امنیتی و نظامی کشور وظیفهای سنگین بر دوش دارند؛ وظیفهای فراتر از مدیریت روزمره و محدود به واکنشهای مقطعی. امروز، زمان آن است که همه تحرکات، با اشراف کامل اطلاعاتی و تحلیلهای چندلایه دنبال شود. هر حضور خارجی در منطقه، هر جابهجایی نیرو و هر اقدام بهظاهر عادی، باید با نهایت دقت رصد شود؛ زیرا در سپهر پرآشوب سیاست بینالملل، سادهانگاری میتواند بهای سنگینی را به کشور تحمیل کند.
در کنار همه این ملاحظات، نقش مردم همچنان تعیینکنندهترین عنصر در معادلات ملی است. ملت ایران در سختترین آزمونهای تاریخی نشان دادهاند که هرگاه پای امنیت، عزت و تمامیت این سرزمین در میان بوده، از صحنه کنار نرفتهاند. سرمایه اجتماعی، مهمترین پشتوانه هر نظام سیاسی در روزهای دشوار است و اگر این سرمایه با صداقت، تدبیر و احترام متقابل پاس داشته شود، میتواند بسیاری از توطئهها را بیاثر سازد.
آنچه امروز از مردم انتظار میرود، استمرار همان روحیه مسئولانه، هوشیارانه و همراهی آگاهانه با منافع ملی است. حضور مردم، الزاماً تنها در خیابان معنا نمییابد؛ گاه در حفظ آرامش، گاه در پرهیز از بازنشر شایعات، گاه در تقویت اعتماد عمومی و گاه در ترجیح منافع ملی بر هیجانهای زودگذر، متجلی میشود. ملت، زمانی بزرگترین پشتوانه امنیت ملی خواهد بود که در کنار حساسیت، از عقلانیت نیز فاصله نگیرد.
در مقاطع حساس تاریخی، کشورها یا با تکیه بر انسجام و همدلی از بحرانها عبور میکنند، یا با فرورفتن در باتلاق اختلافات داخلی، راه را برای فشارهای بیرونی هموار میسازند. امروز ایران، بیش از هر چیز، به آرامش درونی، همگرایی اجتماعی و ترجیح منافع عمومی بر سلیقههای فردی نیاز دارد. این روزها، زمان تسویهحسابهای سیاسی، تخریب یکدیگر، توهین، قضاوتهای عجولانه و متهمسازیهای بیحاصل نیست. هر سخنی که شکاف بیافریند، هر رفتاری که بر آتش اختلاف بدمد و هر موضعی که بر انسجام ملی سایه افکند، در تعارض آشکار با منافع کشور است.
ختم کلام آنکه ایران امروز در آستانه آزمونی بزرگ ایستاده است؛ آزمونی که موفقیت در آن نه با شعارهای تند، نه با پیشدستیهای پرهزینه و نه با هیجانهای زودگذر، بلکه با اتحاد، تدبیر، خویشتنداری و وفاداری به منافع ملی ممکن خواهد شد. در این میان، اگر یک واژه را بتوان کلید عبور از شرایط کنونی دانست، آن واژه چیزی نیست جز: اتحاد.
ایران در شرایطی حساس قرار دارد و عبور از این مرحله، بیش از هر چیز در گرو حفظ وحدت ملی، تبعیت از چارچوبهای رسمی، پرهیز از رفتارهای احساسی و هوشیاری در برابر تحرکات دشمن است. امروز، هر صدایی که به اختلاف دامن بزند، ناخواسته در زمین بدخواهان بازی میکند.