با حمایت از صنایع تبدیلی تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم
در چند روز اخیر، خبری مبنی بر پلمپ یک واحد تولیدکننده روغن مرغی در یکی از روستاهای ملایرشنیده شد؛ این اقدام فارغ از جنبههای اجرایی آن، ذهن بسیاری از کارشناسان و به ویژه افرادی که با الفبای صنعت آشنا هستند را به چالش کشیده است. نگارنده به عنوان کسی که دانشآموخته رشته کارشناسی پرورش طیور صنعتی است، بر خود لازم میداند از منظر تخصصی، نسبت به رویه اتخاذ شده توسط برخی مدیران حوزه بهداشت محیط و بهداشت کار در شهرستان ملایر انتقاد کرده و خواستار بازنگری در شیوه تعامل با فعالان اقتصادی شهرستان شود.
آنچه در پلمپ این واحد نیمهصنعتی نگرانکننده به نظر میرسد، نه ضرورت رعایت موازین بهداشتی، بلکه “شیوه برخورد” مدیران ذیربط است؛ برخوردی که شائبه غیرکارشناسی بودن و بیتوجهی به ظرفیتهای موجود را تقویت میکند. بنا بر مستندات موجود فضای این واحد، فضایی کاملاً استاندارد و بهداشتی است که با روایتهای سطحی فاصله زیادی دارد.
جالب آنکه مدیر این مجموعه، از افراد خوشنام و پیشکسوت عرصه صنعت و سلامت در شهرستان ملایر است که سابقه درخشان وی طی ۴۵ سال فعالیت در عرصه صنعت و کشاورزی گواه تعهد و سلامت نفس اوست؛ فردی که “سلامت مردم” را خط قرمز فعالیتهای خود میداند. پرسش اصلی اینجاست: چرا پیش از اتخاذ تصمیمی چنین قاطع که منجر به تعطیلی این واحد شده است، فرصتی برای ارائه مستندات و گفتگو با مدیر واحد فراهم نشد؟ چه بسا توضیحات فنی و کارشناسی وی میتوانست گرهگشای این ماجرا باشد و مانع از پلمپ ناعادلانه شود.
بر اساس مستندات موجود، محصول استخراج شده در این واحد، از بخشهای کاملاً سالم و بهداشتی طیور(چربی اطراف سنگدان مرغ) بدست می آید حال آنکه چربیها و ضایعات حاصل از واحد صنعتی که غیرقابل مصرف انسانی است، به کارگاه تبدیل ضایعات هدایت و به خوراک دام، طیور و آبزیان(پودر گوشت) تبدیل میگردد.
هیچکس منکر اهمیت سلامت جامعه نیست، اما باید نگاهها را نسبت به صنایع تبدیلی اصلاح کرد. بخش اعظمی از روغن مرغی تولیدی، صرف جیره غذایی دام، طیور و آبزیان میشود و بخشی در کارگاه های صنایع بهداشتی به صابون تبدیل میگردد، موضوعی که ارتباطی مستقیم با اقتصاد کشاورزی و بهداشت محیط و بهداشت عمومی جامعه دارد.
امروزه شاهدیم که متأسفانه بخش زیاد از روغنهای خوراکیِ که باید به مصرف خانوار برسد به دلیل عدم دسترسی پرورشدهندگان به نهادههای دامی، صرف خوراک دام و طیور می شود.در این میان، ابتکار عملی که این کارآفرین به خرج داده و محصولی دورریز را با ارزش اقتصادی بالا به چرخه مصرف بازگردانده، یک “فرصت” طلایی است که باید توسط کارشناسان ذیربط هدایت شود، نه آنکه با تیغ پلمپ سرکوب گردد.
در صورت حمایت قانونی و فراهم کردن شرایط، این واحد تولیدی پتانسیل اشتغال مستقیم حداقل ده ها بانوی بی سرپرست و بیکار را داراست و پیشنهاد میشود مسئولان و کارشناسان امر به جای برخوردهای سلبی، با برگزاری جلسهای ضمن دلجویی از این مدیر توانمند وشنیدن ادله و مستندات وی، مسیر اخذ مجوزهای لازم و تدوین طرح توجیهی برای احداث کارخانه فرآوری روغن مرغی و حتی سایر دامها را هموار سازند. این مجموعه میتواند با تبدیل مواد زائد و دور ریزِ سایر واحدهای تولیدی شهرهای اطراف به یک محصول ارزشمند، الگویی برای بازیافت ضایعات کشاورزی و دامی در شهرستان باشد و موجب صرف جویی ارزی کشور شود.
اگر قرار باشد با هر فعالیت تولیدی در آغاز فعالیت، چنین برخورد قهرآمیزی صورت گیرد، چگونه ممکن است فعالیتهای بزرگ صنعتی صورت پذیرد. با این نوع برخورد ادارات دولتی با مبتکران بخش تولید، تکلیف صنایع بومی و پرآوازه ما مانند تولید شیره انگور که در خانهها انجام و به عنوان سوغات ملایر عرضه میشود، چه خواهد بود؟ نگاههای سطحی و تصمیمات شتابزده، تنها به سرخوردگی و شکستن آبرو و اعتبار تولیدکنندگان منجر میشود.
آنچه در عصر حاضر اهمیت دارد، بهرهوری حداکثری از پتانسیلهای تولید است. تولیدکنندگان واقعیِ امروز، با درک شرایط اقتصادی و با وسواس دقیق در رعایت موازین سلامت، ضایعات را به ثروت تبدیل میکنند و مانع از ورود آلایندهها به محیط زیست میشوند. مسئولان ملایر باید با حمایت همهجانبه، این تهدیدها را به فرصتهای اشتغال و توسعه تبدیل کنند. انتظار میرود دستگاههای اجرایی، به جای «پلمپ»، رویکرد «هدایت و نظارت» را در اولویت قرار دهند تا شاهد شکوفایی بیش از پیش صنایع مختلف در ملایر باشیم.