جنگ یا مذاکره؟
همه ما متر و معیار متجاوز را میدانیم و کیست که نداند آمریکا از آن سوی دنیا، با ژست کدخدایی و مدعیالعمومی، به جمهوری اسلامی ایران حمله کرده است؛ در صورتی که با ایران مرز خاکی و آبی مشترکی ندارد.
ترامپ خودش اظهار داشت که ۴۷ سال است دولتهای آمریکایی نتوانستهاند جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند؛ اما شهیدمان حضرت آیتالله خامنهای فرمودند: «البته تو نیز نمیتوانی جمهوری اسلامی ایران را نابود کنی.» همچنین امام شهیدمان فرمودند: «حال خوب است اعتراف میکنید که دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی ایران بودهاید.»
جالبتر اینکه نتانیاهو طرح حمله به جمهوری اسلامی ایران را در دورههای مختلف به کاخ سفید ارائه کرده است و حتی ترامپ در کنفرانس خبریاش اظهار میکند که اگر بر ایران مسلط شود، چیزی از نقشه کنونی ایران باقی نمیماند؛ زیرا آمریکا و صهیونیسم، جمهوری اسلامی ایران را مانع نظم تکقطبی آمریکایی و غربی ـ صهیونی خویش میدانند.
آمریکا سالها تلاش کرد تا پیوند جمهوری اسلامی ایران با نظم بینالمللی را از هم پاره کند تا در لحظه حمله به ایران، کمترین آسیب به نظم جهانی وارد شود و از جمهوری اسلامی، کشوری کمرمق و کمفروغ بسازد که نتواند بازیگری آسیبزننده به آمریکا و متحدان و نظم تکقطبیشان باشد؛ اما جمهوری اسلامی ایران در تمام این سالها تلاش کرده است ابزاری برای خود بسازد تا در لحظه تقابل با آمریکا، به نظم تکقطبی آمریکایی ضربه وارد کند.
یکی از دلایل تحریمهای شدید آمریکا علیه ایران، کاهش ارتباط بین ایران و نظم بینالملل بوده است؛ اما جغرافیای سرزمینی ایران و ایدئولوژی ملی، مذهبی و شیعی ایرانی و نیز متحدان منطقهای و قدرت نظامی داخلی و بومی ایران را نتوانست کاهش دهد.
از این رو، رفتار دولتها و کشورهای منطقه و اروپا و جهان را در دو حالت جنگ و آتشبس بررسی میکنیم. در دوران جنگ، که درگیری نظامی در نظم منطقه افزایش مییابد، دولتها به سمت همکاری با ایران شائق میشوند و حاضر هستند سلطه ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسند.
اما در دوران آتشبس و بازگشت به نظم تکقطبی آمریکا، همه دولتها در چارچوب نظم آمریکا قرار میگیرند و همکاری و تبعیت از آمریکا را پیش میگیرند؛ چون وقتی نظم برقرار است، دولتها مجبورند در چارچوب نظم موجود رفتار کنند، هرچند حق ایران و عمان و حتی منطقه، که دریافت حق آبراه از تنگه هرمز باشد، پایمال شود.
اما وقتی آشوب در منطقه بالا میرود و نظم تکقطبی آمریکا به هم میریزد، کشورهای منطقه نیز به بازیگرانی منفرد تبدیل میشوند و به ایران هم امتیاز میدهند. نمونهاش کشور عمان است که در این بههمریختگی نظم منطقهای، حاضر به همکاری و مشارکت با ایران در دریافت عوارض در تنگه هرمز بوده است.
ایران باید بکوشد تا آشوب بلندمدت در منطقه ایجاد کند و نظم تکقطبی آمریکایی را برای مدت زمان زیادی به هم بریزد. به همین دلیل امام شهیدمان در سخنرانی آخر خود فرمودند: اگر آمریکا به ایران حمله کند، درگیری و جنگ منطقهای پیش میآید و ما جنگ را منطقهای میکنیم.
حتی سطح آشوب در منطقه باید به یک آشوب جهانی تبدیل شود؛ مثل همین بسته بودن تنگه هرمز که کشاورزی و حاملهای انرژی (سوخت) و تغذیه را در اروپا و آمریکا تحت تأثیر قرار داد. آنقدر این بسته بودن تنگه هرمز بر تضعیف نظم تکقطبی آمریکا تأثیر دارد که بارها ترامپ برای چند روز باز شدنش با ایران مذاکره کرده یا از ناتو و فرانسه و اروپا کمک خواسته و حتی دست به محاصره دریایی زده است تا ایران تنگه هرمز را باز کند. حتی ترامپ با ادبیات قمارخانهای از الفاظ رکیک برای باز کردن تنگه هرمز استفاده کرده است، زیرا نظم تکقطبی و کدخداییاش مورد تهدید و تضعیف قرار میگیرد.
هرچند بسته نگهداشتن تنگه هرمز بخشی از ایجاد آشوب در منطقه و جهان است، بخشی دیگر درگیری نظامی با آمریکا و متحدانش است و بههمریختگی نظم تکقطبی آمریکا موجب میشود که کشورهایی مثل روسیه و چین بر روی ایران، بهعنوان یک بازیگر اصلی، تمرکز کنند و نوع ارتباطشان با ایران را تغییر دهند. ایران باید بجنگد و قدرتنمایی کند تا جایگاهش برای سایر قدرتهای جهانی تغییر یابد؛ هرچند تا همین امروز هم مقاومت و جنگیدن نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران و قدرت موشکی ایران و حضور مردم مبعوثشده در خیابان، موجب فروپاشی نظم تکقطبی آمریکایی شده و جمهوری اسلامی ایران را به یک قدرت جهانی تبدیل کرده است.
گواه این استدلال ما، به قول امام شهیدمان حضرت آیتالله خامنهای، تجربه است. زیرا اگر خاطرتان باشد، در دوران جنگ و عدم آتشبس، که نظم تکقطبی آمریکایی و کدخدایی آمریکا تحت تأثیر و مخاطره است، واکنش دولتها به نفع ایران است که چند نمونهاش را ذکر میکنیم. مثلاً اتحادیه اروپا در دوران جنگ اظهار داشت دریافت عوارض از سوی ایران در تنگه هرمز را بررسی میکند. عمان نیز در ایام جنگ گفته است با همکاری حقوقدانان بریتانیایی پیشنهادی را تدوین کرده تا با الگوبرداری از تنگه مالاکا، در جهت دریافت عوارض با ایران همکاری کند. همچنین دولت عمان برای دریافت عوارض همراه با جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز با وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، گفتوگو کرده است.
حتی در دوران جنگ چهلروزه، فرانسه و ناتو پیشنهاد ترامپ برای ورود به جنگ با ایران بهمنظور بازگشایی تنگه هرمز را رد میکنند؛ اما به محض آتشبس و بازگشت منطقه به نظم تکقطبی آمریکا، فرانسه و آلمان اعلام میکنند حاضر به مینروبی در تنگه هرمز هستند.
در واقع، افزایش آشوب منطقهای و این مقاومت مردم ایران و افزایش جنگ در منطقه و جهان و عدم مذاکره با آمریکا باعث میشود کشورهای جهانی و اروپایی از نظم کدخدایی و تکقطبی آمریکا خارج شوند و این خود موجب تضعیف قدرت آمریکا در دنیاست؛ بهگونهای که دیگر در فردای پس از جنگ با جمهوری اسلامی ایران، کشورهای جهان حاضر نیستند در تبعیت از نظم آمریکا، ایران یا هر کشور آزاد دیگری را تحریم اقتصادی کنند. اما در نظم آمریکایی، سایر کشورها در تعاقب آمریکا، ایران را تحریم میکنند که مثلاً از ایران نفت نخرند یا از چه کشوری نفت بخرند.
به همین دلیل، یکی از اهداف ایران در جنگ با آمریکا باید زدن پایگاههای آمریکایی در جهت کاهش هژمونی آمریکا و افزایش آشوب در کشورهای منطقه باشد تا دولتهای منطقه بدانند که نظم تکقطبی آمریکایی، که از آنها برای دفاع در جنگها پول میگیرد، فرو ریخته است و کشورها باید خودشان بازیگر منفرد باشند و در چارچوب نظم آمریکایی و غربی قرار نگیرند و برایشان تفهیم شود که حضور آمریکا در غرب آسیا آشوبآور است.
و حال که آمریکا متوجه شده است یمن و حوثیها در جهت کاهش همین نظم منطقهای آمریکایی و به نفع جبهه مقاومت و ایران وارد جنگ شدهاند و تنگه بابالمندب را هم میتوانند ببندند تا نظم منطقهای آمریکا بیشتر تضعیف شود، ترامپ میخواهد زلنسکی و اوکراین را وارد جنگ با ایران کند تا با مهره اوکراین نیز بازی کند و به ایران بگوید به حوثیها بگو از جنگ خارج شوند تا من نیز به اوکراین بگویم از این جنگ و درگیری با ایران خارج شود؛ هرچند اوکراین در برابر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و پایگاههای آمریکا و رژیم صهیونی که قریب ۶ ماه است زیر آتش جمهوری اسلامی ایران هستند و بارها درخواست آتشبس کردهاند، لقمه گلوگیری نیست؛ زیرا موقعیت جغرافیایی ایران آنقدر خوب است که میتوانیم از تبریز و ارومیه و کلاً شمالغرب، اوکراین را زیر آتش بگیریم.
پس مذاکره با آمریکا و قرار گرفتن در چارچوب نظم تکقطبی آمریکا، نهتنها طی چهار دهه گذشته از انقلاب اسلامی نشان داده که بینتیجه است، بلکه از نظر تجربه این جنگ چهلروزه نیز نشان داده که جمهوری اسلامی ایران باید به سمت کاهش نظم منطقه حرکت کند.