قصه تلخ انگور شیرین ملایر، انگور ملایر؛ برندی که زیر سایه منبت تشنه مانده است
ملایر
سالهاست دو عنوان مهم را با خود یدک میکشد؛ «شهر جهانی انگور» و «شهر جهانی مبلمان منبت». هر دو عنوان برای شهرستان یک فرصت بزرگ اقتصادی، اشتغالزایی و گردشگری هستند، اما به نظر میرسد در سالهای اخیر، توجه و برنامهریزی برای مبل و منبت بسیار پررنگتر از انگور بوده است؛ تا جایی که « انگور» ملایر، با وجود ظرفیت عظیم اقتصادی و صادراتی، آرامآرام در حاشیه قرار گرفته است.
این در حالی است که انگور برای ملایر فقط یک محصول کشاورزی نیست؛ بخشی از هویت تاریخی و اقتصادی شهرستان است. هزاران باغدار، کارگر، تولیدکننده، فرآوریکننده، صادرکننده، حملونقلکننده و فعال اقتصادی از این محصول ارتزاق میکنند. طبق گزارشهای منتشرشده، بخش بزرگی از باغهای شهرستان به انگور اختصاص دارد و ملایر یکی از قطبهای اصلی تولید انگور کشور است.
با این حال، وضعیت امروز باغداران چندان با عنوان «شهر جهانی انگور» همخوانی ندارد.
در فصل برداشت امسال، بنا بر گلایههای مطرحشده از سوی باغداران، قیمت انگور تازه به حدود ۷۰ هزار تومان و قیمت کشمش تیزابی به حدود ۳۰۰ هزار تومان رسیده است؛ قیمتهایی که برای بسیاری از تولیدکنندگان حتی هزینههای تولید را نیز پوشش نمیدهد. باغدار باید هزینه دستمزد کارگران، برداشت، حملونقل، تهیه کربنات پتاسیم و روغن سبزه و سایر هزینههای نگهداری و فرآوری را بپردازد. وقتی حاصل ماهها زحمت با قیمتی فروخته میشود که سودی برای تولیدکننده باقی نمیگذارد، طبیعی است که انگیزه باغدار برای ادامه این کار کاهش پیدا کند.
مشکل فقط قیمت انگور نیست. در زمان برداشت، قیمت انگور مناسب برای تولید کشمش تیزابی نیز تحت تأثیر خرید کارخانهها و دلالان کاهش پیدا میکند. اینجاست که سؤال مهمی مطرح میشود: اگر کشمش ملایر یک محصول صادراتی و ارزآور است، چرا باید تعیینکننده قیمت آن در حساسترین زمان سال، عمدتاً بازار و واسطهها باشند؟
سالهاست کارشناسان درباره ضرورت ساماندهی بازار کشمش، حذف واسطههای غیرضروری و افزایش قدرت چانهزنی باغداران صحبت میکنند. حتی در گزارشهای مربوط به ملایر نیز بر اهمیت کربنات پتاسیم و روغن سبزه در تولید کشمش تیزابی و حساسیت کیفیت این نهادهها برای بازار صادراتی تأکید شده است.
در چنین شرایطی، وجود پژوهشکده “انگور و کشمش دانشگاه ملایر” یک ظرفیت کمنظیر است که نباید فقط در حد یک مرکز دانشگاهی باقی بماند. این پژوهشکده سالهاست در حوزه انگور و فرآوردههای آن فعالیت دارد و گروههای پژوهشی مرتبط با بهزراعی و بهنژادی، تبدیل و نگهداری انگور و علوم محیطی را در خود جای داده است.
ایستگاه تحقیقات انگور ملایر نیز با داشتن مجموعهای از ارقام داخلی و خارجی، روی شناسایی ارقام برتر، تولید نهال شناسهدار، آموزش باغداران و مسائلی مانند زنجره مو فعالیت میکند. حتی حدود ۴۰ رقم تجاری در این ایستگاه برای معرفی به باغداران شناسایی شده است.
پس مشکل کجاست؟
مشکل اینجاست که دانش و ظرفیت پژوهشی وجود دارد، اما فاصله میان پژوهش و باغدار هنوز زیاد است. اگر پژوهشکده، ایستگاه تحقیقات، جهاد کشاورزی، تعاونی باغداران و صادرکنندگان در یک زنجیره واحد قرار بگیرند، بسیاری از مشکلات امروز قابل مدیریت خواهد بود.
نگاهی به رقیبی مانند تاکستان قزوین نیز باید برای ملایر یک هشدار جدی باشد. تاکستان در سالهای گذشته در زمینه توسعه ارقام، ایجاد باغهای مدرن، فرآوری و توسعه زنجیره کشمش تجربههای قابل توجهی داشته است. در برخی طرحهای تحقیقاتی و ترویجی نیز استفاده از سیستمهای داربستی و افزایش عملکرد و کاهش هزینه تولید مورد توجه قرار گرفته است.
رقابت امروز دیگر فقط بر سر میزان تولید انگور نیست؛ رقابت بر سر کیفیت، رقم، عملکرد در هکتار، مصرف آب، روش خشککردن، بستهبندی، استانداردهای صادراتی و دسترسی به بازارهای جهانی است.
در شرایطی که ملایر با خشکسالی و کمبود آب مواجه است، نمیتوان با همان شیوههای سنتی گذشته انتظار حفظ جایگاه جهانی را داشت. باید ارقام کمآببر و پربازده توسعه پیدا کنند، باغهای قدیمی اصلاح شوند و باغدار به سمت روشهای نوین هدایت شود.
این موضوع درباره فرآوری نیز صدق میکند. چرا باید بخش قابل توجهی از محصول با ارزش افزوده بسیار پایین فروخته شود؟ چرا آموزش روشهای نوین فرآوری و بستهبندی هنوز برای بسیاری از باغداران یک مسئله جدی است؟ چرا ملایر با وجود پژوهشکده تخصصی انگور و کشمش، نباید به قطب آموزش و توسعه فناوری فرآوری انگور در غرب کشور تبدیل شود؟
از سوی دیگر، زنجره مو نیز به یک تهدید جدی برای باغهای منطقه تبدیل شده است. اما مبارزه با چنین آفتی نباید صرفاً بر دوش باغدار گذاشته شود؛ هزینه مبارزه بالا است و بدون برنامه منطقهای و حمایت دولتی، بسیاری از باغداران توان مقابله مؤثر با آن را ندارند.
همه این مشکلات در کنار کمبود آب، خشکسالی، افزایش هزینه کارگر و نهادهها و کاهش قیمت محصول، یک پیام خطرناک دارد: برخی باغداران ممکن است به تغییر الگوی کشت فکر کنند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، آسیب فقط متوجه چند باغدار نخواهد بود. در نهایت، اقتصاد، اشتغال، صادرات و حتی هویت تاریخی ملایر آسیب خواهد دید.

راهکار چیست؟
باید خرید حمایتی و تضمینی انگور و سبزه در فصل برداشت جدی گرفته شود. شرکت تعاونی روستایی، تعاونی باغداران و دستگاههای مسئول میتوانند با خرید و ذخیرهسازی محصول، مانع سقوط قیمت در زمان اوج عرضه شوند. از طرفی باید زنجیره ارزش انگور از باغ تا بازار صادرات شکل بگیرد؛ زنجیرهای که در آن باغدار فقط فروشنده محصول خام نباشد و سهم بیشتری از ارزش نهایی محصول نصیب او شود.
ارتباط میان پژوهشکده انگور و کشمش، ایستگاه تحقیقات و باغداران باید مستقیمتر و عملیاتیتر شود؛ از ایجاد باغهای الگویی و آموزش گرفته تا اصلاح باغها و انتقال سریع یافتههای علمی ، همچنین مبارزه با زنجره مو باید به یک طرح منطقهای تبدیل شود و برای آن اعتبار و یارانه مشخص در نظر گرفته شود.
ملایر باید جشنواره ملی و بینالمللی انگور و کشمش خود را جدی بگیرد؛ جشنوارهای که فقط مراسم نمادین نباشد، بلکه محلی برای قراردادهای صادراتی، معرفی ارقام جدید، فروش محصول، آموزش فرآوری و جذب گردشگر باشد.
با توجه به عضویت یکی از نمایندگان شهرستان درکمیسیون کشاورزی، میتواند صدای جدیتری برای پیگیری این مطالبات باشد. مسئله انگور ملایر فقط یک موضوع محلی نیست؛ موضوع اشتغال، صادرات، ارزآوری و امنیت اقتصادی هزاران خانوار است.
مبل و منبت ملایر قطعاً یک سرمایه بزرگ است و حمایت از آن ضروری است؛ اما توسعه یک برند نباید به قیمت فراموش شدن برند دیگر تمام شود. اگر همان اندازه که برای تبلیغ و توسعه مبل و منبت انرژی گذاشته میشود، برای اقتصاد انگور نیز برنامهریزی شود، میتوان هزاران شغل و یک زنجیره بزرگ صادراتی را حفظ و تقویت کرد.
ملایر امروز بیش از هر زمان دیگری به یک تصمیم جدی نیاز دارد: که آیا میخواهد فقط عنوان «شهر جهانی انگور» را حفظ کند یا میخواهد اقتصاد جهانی انگور را نیز در داخل شهرستان بسازد؟ ملایر اگر میخواهد واقعاً شهر جهانی انگور باشد، باید از «تولید انگور» به سمت «اقتصاد انگور محور» حرکت کند.
شهر جهانی انگور» بودن، افتخار بزرگی است؛ اما این عنوان زمانی ارزش دارد که باغدار ملایری هم از جهانی بودن محصول خود سهمی از رونق و درآمد ببرد. اگر امروز صدای باغدار شنیده نشود، ممکن است فردا دیگر باغداری باقی نمانده باشد که این عنوان جهانی را زنده نگه دارد.