چقدر دیگر باید خون ریخته شود تا آقایان از خواب بیدار شوند؟
یک بار دیگر بوی خون و صدای ناله در خروجی سامن به بروجرد پیچید. تصادف هولناک میان یک دستگاه سواری پراید و یک موتورسیکلت، تنها یک حادثه رانندگی معمولی نیست، این یک فاجعه تکراری است که حاصل سوءمدیریت، بیخیالی و کوتاهی مشهود مسئولان مربوطه است.
وقتی در محل حادثه، با دست و پای شکسته مجروحان بر روی آسفالت این جادهی مرگ روبرو میشوی، دیگر جای هیچ توجیهی برای مدیران پشتمیزنشین باقی نمیماند. راکب و ترکنشین موتورسیکلت، قربانیان جدید همان ۷۰۰ متری هستند که سالهاست بلاتکلیف مانده و قرار است چهاربانده شود، اما در عمل، تنها به قتلگاه تبدیل شده است.
شاید در دنیایِ آمار و گزارشهای کاغذی، ۷۰۰ متر جاده عدد بزرگی نباشد، اما برای مردمی که جانشان را در این مسیر از دست میدهند، این ۷۰۰ متر، مرز میان زندگی و مرگ است. مگر پروژه ۷۰۰ متری چقدر بودجه، زمان و توان اجرایی میخواهد که سالهاست در پیچ و خم بروکراسی اداری و بیمسئولیتی مدیران گیر کرده است؟ مسئولان عزیز! آیا وقت آن نرسیده که بهجای جلسات بینتیجه و وعدههای پوشالی، فکری به حال این نقطه حادثهخیز کنید؟
حافظهی مردم سامن، هنوز از خاطرات تلخ تصادف اتوبوس زائران عراقی و دهها کشته و مجروح در همین نقطه پاک نشده است. آن روز هم عرض کم جاده و نبود شانه خاکی استاندارد، حادثه آفرید. چند نفر دیگر باید در این جاده به کام مرگ بروند یا دچار نقص عضو دائمی شوند تا دستگاههای مسئول (اداره راه، فرمانداری و سایر متولیان) به خود بیایند؟ بارها با پیگیری خبرنگار مستقر در این کهنشهر تاریخی این مشکل مکتوب و در رسانهها فریاد زده و هشدار داده شده بود، اما انگار در این شهرستان، گوش شنوایی وجود ندارد.
آقایان مسئول!
آیا میدانید که سکوت و بیعملی شما در قبال تعریض این ۷۰۰ متر، در پیشگاه قانون و وجدان عمومی، مصداق بارز ترک فعل است؟ وقتی حادثهای رخ میدهد، پلیس راه و اورژانس میآیند و مجروحان را به بیمارستان میبرند؛ اما چه کسی مسئول زیرساخت ناقصی است که عامل اصلی این تصادفات است؟
مردم سامن، دیگر وعدههای تکراری را نمیخواهند. مردم، جادهای امن میخواهند که در آن نه خانوادهای داغدار شود و نه جوانی به خاطر یک سانحه، تا آخر عمر خانهنشین گردد.
این یادداشت یک هشدار جدی است: اگر تا پیش از وقوع فاجعهای دیگر، فکری به حال این ۷۰۰ متر نشود، مسئولیت تمام خونهای ریختهشده، استخوانهای شکسته و اشکهای مادران این دیار، مستقیماً بر گردن مدیرانی است که با بیتفاوتی، چشمانشان را بر حقیقت بستهاند.

صبر مردم به سر آمده است؛ منتظر اقدام عاجل هستیم.
به گفته شاهدان عینی در تصادف شب گذشته موتور سوار با خودرو پراید در این نقطه حادثهخیز، یکی از راکبین به نام سیدمجید موسوی در دم جان باخته و دیگری نیز یکی از پاهایش قطع شده است.