شهرداری ملایر و یک الگوی قابل تکرار در ایران، بازآفرینی از مسجد تا ستاد تصمیمگیری
به گزارش پایگاه خبری ملایر نگار، کوچههای خاکی، فاضلاب روباز، معابر تاریک و نبود حداقلهای یک زندگی آبرومندانه؛ تصویری که سالها از بخشی از محلههای ملایر در ذهن شهروندان نقش بسته بود. محلههایی مثل جعفرآباد، سرجو، نفت سیاه (شهید زرینی) و شمسآباد که فرسودگی کالبدی، محرومیت خدماتی و ریسک بالای بحران، زندگی روزمره را برای مردم سخت کرده بود؛ اما حالا نشانههای یک تغییر جدی دیده میشود: آسفالت تازه، جدولگذاری منظم، روشنایی معابر، تکمیل شبکه فاضلاب، زمین چمن مصنوعی و از همه مهمتر بازگشت امید. در این میان، یک مدل اجرایی متفاوت در جهانشهر ملایر در حال شکلگیری است؛ مدلی که از دل محله و با محوریت مردم پیش میرود؛ برای واکاوی این مسیر، پای صحبتهای مدیر بازآفرینی شهری شهرداری ملایر نشستیم، که ماحل آن را در زیر با هم میخوانید:

ملایرنگار: آقای مهندس، اگر بخواهید وضعیت محلههای هدف بازآفرینی را قبل از اجرای اقدامات اخیر توصیف کنید، با چه تصویری مواجه بودیم؟
کرمی: واقعیت این است که برخی از محلههای ملایر سالها نماد فرسودگی و محرومیت بودند. در بخشهایی از جعفرآباد، سرجو، نفت سیاه (شهید زرینی) و شمسآباد با خانههایی مواجه بودیم که بسیاری بدون اسکلت و مقاومسازی ساخته شده بودند.
معابر در برخی نقاط به قدری تنگ و بنبست بود که حتی خودروهای امدادی و آمبولانس به سختی عبور میکردند. در مواردی هم فاضلاب در معابر جاری بود و در شبها به دلیل نبود روشنایی کافی، تردد برای مردم دشوار و ناایمن میشد. اینها فقط چند شاخص از یک محرومیت مزمن بود که باید به شکل ریشهای درمان میشد، نه مقطعی.
ملایرنگار: چه چیزی مسیر را عوض کرد؟ چرا امروز از یک “تحول” صحبت میکنیم؟
کرمی: نقطه عطف، تغییر نگاه بود. سالها در بسیاری از شهرها، بازآفرینی بافت فرسوده بیشتر با رویکرد “از بالا به پایین” پیش میرفت؛ یعنی تصمیمگیری در مدیریت شهری انجام میشد، پیمانکار اجرا میکرد و مردم بیشتر تماشاگر بودند. نتیجه هم غالباً این میشد که شاید چند ساختمان نوساز ایجاد شود، اما “روح محله”، “هویت اجتماعی” و “اعتماد مردم” تقویت نشود؛ در ملایر تصمیم گرفتیم مسیر را عوض کنیم: مردم را به میدان آوردیم، به توانشان اعتماد کردیم و آنها را وارد فرآیند تصمیمسازی کردیم. همین اعتماد، «کلید طلایی» موفقیت شد.
ملایرنگار: یکی از مفاهیم کلیدی در تجربه ملایر، “مدیر محله” است. این سازوکار دقیقاً چیست و چه فرقی با شیوههای قبلی دارد؟
کرمی: ما نخستین قدم را اینگونه برداشتیم که در هر محله، یک “مدیر محله” از میان خود مردم انتخاب شود؛ کسی که در همان محله زندگی میکند، همسایهها را میشناسد، مسائل را از نزدیک لمس میکند و میتواند به صورت واقعی نماینده مطالبات محله باشد. اما تفاوت مهم اینجاست که مدیر محله در ملایر صرفاً یک واسطه یا نامهبر نیست. او عضو رسمی ستاد بازآفرینی شهرستان است؛ یعنی در جلسهای که شهردار، مدیران آبفا، برق، گاز، آموزش و پرورش و سایر دستگاهها حضور دارند، مدیر محله هم پای میز تصمیمگیری مینشیند و مسائل را مستقیم مطرح میکند. این حضور رسمی و مستمر، تضمین میکند مشکلات در پیچوخم بروکراسی اداری گم نشود؛ دیگر از پروندههایی که سالها خاک میخورند یا نامههایی که پیگیری نمیشوند، خبر چندانی نیست.
ملایرنگار: درباره “میز خدمت” هم زیاد شنیده میشود؛ این طرح چگونه اجرا میشود و چه اثری داشته است؟
کرمی: “میز خدمت” در واقع پاسخ به یک نیاز واقعی مردم بود: اینکه برای یک مسئله ساده، چند بار به ادارههای مختلف مراجعه نکنند، در صف نمانند و سرگردان نشوند. در ملایر، ماهی یک بار مسجد محله تبدیل به مرکز پاسخگویی میشود، شهردار و مدیران اجرایی در مسجد حاضر میشوند. مردم کنار آنها مینشینند و مشکلات را بیواسطه مطرح میکنند. مدیران هم همانجا پاسخ میدهند، قول میدهند و مصوبه صادر میکنند؛ این مدل فعالیت، یک تحول در نحوه ارائه خدمات شهری است؛ چون مدیران به محله میآیند و اصل پاسخگویی را در میدان عمل نشان میدهند.
ملایرنگار: یکی از اقدامات مهمی که در متن گزارش هم برجسته است، موضوع صدور پروانه و مشوقها برای خانههای فاقد پروانه یا سند است. چرا این مسئله مهم بود؟
کرمی: در بسیاری از بافتهای فرسوده، با خانههایی روبهرو هستیم که سالها قبل بدون پروانه ساخته شدهاند و گاهی فاقد سند رسمی هستند. مالکان این واحدها معمولاً از ترس جریمه یا تخریب، وارد فرآیند نوسازی نمیشوند. نتیجه طبیعیاش این است که محله در فرسودگی باقی میماند و ریسک بحران هم هر روز بیشتر میشود. در ملایر، با مصوبه شورای اسلامی شهر، تصمیم گرفتیم خانههای عادیِ فاقد پروانه هم مانند خانههای دارای سند، از تخفیف ۵۰ درصدی عوارض شهرداری بهرهمند شوند. این تصمیم، کلید حل یک گره قدیمی شد.
ملایرنگار: خروجی این تصمیم چه بود؟
کرمی: قطعاً اتفاق بسیار خوبی در این محلات افتاد و خروجی آن روشن بود: اولین امتیاز مثبت آن کاهش ساختوساز غیرمجاز در این محلات بود، چون مردم انگیزه پیدا کردند مسیر قانونی را انتخاب کنند.، دومین اثر مثبت افزایش مراجعه مالکان به شهرداری برای نوسازی املاک فرسوده بود و با این اقدام ترس و بیاعتمادی مردم را کاهش دادیم، آخرین اثر مثبت اجرای این طرح شتاب گرفتن بازآفرینی شهری بود و امکان برنامهریزی دقیقتر برای خدمات زیربنایی و روبنایی را برای ما فراهم کرد.
ملایرنگار: بخش مهم دیگری از این تجربه، موضوع آمادگی در شرایط بحران است. چرا بازآفرینی را به مدیریت بحران گره زدید؟
کرمی: قبل از هر چیزی باید بگویم بافت فرسوده فقط ظاهر نیست؛ بلکه مهمترین مسئله جان مردم است، در محلات فرسوده به دلیل معابر تنگ، بنبستها، ساختمانهای بدون اسکلت و نبود مسیرهای اضطراری، در برابر زلزله و سایر مخاطرات، بسیار آسیبپذیر هستند، از طرفی اگر محلهای آسفالت و جدول زیبا داشته باشد، اما برای بحران آماده نباشد، باز هم موفقیت ما ناقص است. به همین دلیل با همکاری هلال احمر و مدیریت بحران شهرستان، برنامه آمادهسازی محلات بازآفرینی در برابر بحران را شروع کردیم.
ملایرنگار: “دوام” دقیقاً چیست و چگونه سازماندهی شده است؟
کرمی: “دوام” یعنی داوطلبان امداد و نجات محله. ما در هر محله، از بین خود ساکنان، تیمهای پنجگانه تشکیل دادیم که هر یک از این تیمها وظایف مشخص شدهای را بر عهده دارند که عبارتند از:
گروه امداد و نجات: بهویژه جوانان آموزشدیده برای کمک در دقایق اولیه بحران.
گروه آتشنشانی داوطلب: که آموزش استفاده از خاموشکنندهها و آشنایی با محل شیرهای اصلی گاز و برق را رفا گرفتهاند.
گروه اسکان و تغذیه: که عمدتاً از بانوان تشکیل شدهاند و وظیفه آمادهسازی محل اسکان موقت مثل مسجد و مدرسه و مدیریت توزیع آب و غذای سالم را بر عهده دارند.
گروه ارتباطات و اطلاعرسانی: که وظیفه ایجاد ارتباط محله با ستاد بحران از طریق بیسیم یا تلفن همراه را بر عهده دارند
و در پایان گروه پشتیبانی و لجستیک که مدیریت ورود و خروج خودروهای امدادی و ساماندهی امکانات را بر عهده دارند، این یعنی محله در لحظات اول بحران، دست خالی نیست و تا رسیدن نیروهای تخصصی، میتواند خودیار و سازمانیافته عمل کند.
ملایرنگار: در کنار تیمهای دوام، برای خانوادهها چه برنامهای ارائه میدهید؟
کرمی: به خانوادهها آموزش داده شد که یک کیسه نجات ۷۲ ساعته آماده داشته باشند که شامل آب آشامیدنی، غذای فاسد نشدنی، چراغ قوه، جعبه کمکهای اولیه، پتو و مدارک شناسایی است و تأکید کردیم این کیسه نزدیک خروجی خانه نگهداری شود تا در شرایط اضطراری زمان از دست نرود. تابآوری شهری با همین آموزشهای ساده اما هدفمند بالا میرود.
ملایرنگار: به کارآفرینی هم اشاره شده؛ چرا آن را حلقه نهایی بازآفرینی میدانید؟
کرمی: اگر مردم درآمد پایدار نداشته باشند، محله دوباره فرسوده میشود. بازآفرینی فقط آسفالت و جدول نیست؛ بازآفرینی یعنی زندگی، در محله نفت سیاه (شهید زرینی) یک فضای ۶۰۰ مترمربعی ایجاد شد که به کارگاه بانوان قالیباف تبدیل شده است. در این مدل، مواد اولیه تأمین و محصولات با برند فرش ملایر عرضه میشود و حتی مسیر صادرات هم دیده شده است؛ امروز بیش از ۵۰ بانوی قالیباف در این فضا مشغولاند و درآمد ماهانه آنها حدود ۶ تا ۱۲ میلیون تومان گزارش شده؛ این یعنی اقتصاد خانواده تقویت میشود و امید اجتماعی بالا میرود.
ملایرنگار: اگر بخواهید خروجی اقدامات را با شاخصهای ملموس بیان کنید، چه میگویید؟
کرمی: در محله جعفرآباد شاخص ملموس این اقدامات است، امروز شاهد هستیم که در این محله ۱۰۰ درصد آسفالت و جدولگذاری انجام شده، شبکه فاضلاب به خانهها رسیده، روشنایی معابر بهبود یافته و امکاناتی مثل زمین چمن مصنوعی که به نشاط اجتماعی در این محله کمک کرده است؛ همزمان، تیمهای “دوام” فعال شدهاند و آموزشهای خانوادگی را نیز فرا گرفتهاند، در کنار اینها، نمونههای کارآفرینی هم شکل گرفته تا چرخه بازآفرینی پایدار بماند. مهمتر از همه، حس امید و تعلق به محله برگشته است.
ملایرنگار: آیا این مدل فقط در جعفرآباد اجرا شده یا در محلههای دیگر هم جاری است؟
کرمی: این تجربه محدود به یک نقطه نمانده و در سرجو، شمسآباد و نفت سیاه هم با همین الگو در حال پیگیری است. ما به یک چارچوب روشن رسیدهایم که بر چهار پایه اعتماد واقعی به مردم، حضور رسمی مدیر محله در ستاد تصمیمگیری، میز خدمت در مسجد و پاسخگویی میدانی مدیران و آمادگی محله در برابر بحران استوار است.
ملایرنگار: به عنوان آخرین سوأل نقش شهردار ملایر در این مسیر چطور تعریف میشود؟
کرمی: طبیعی است که چنین مدلی بدون حمایت و باور مدیریت ارشد شهری پیش نمیرود. در پشت صحنه این مسیر، نگاه و حمایت شهردار محترم ملایر، مهندس مجید فرجی مؤثر بوده است؛ مدیری که به مشارکت مردم باور دارد و از واگذاری اختیار نمیترسد، همانطور که ایشان تأکید کردهاند: ترجیح میدهم در یک محله زنده و پویا، عوارض نگیرم تا در یک محله مرده، عوارض صددرصدی دریافت کنم، همچنین باور دارم محلهای که برای زلزله آماده نیست، محله موفقی نیست، هرچقدر هم آسفالت و جدول زیبا داشته باشد.