بلاگرهایی که نماینده مجلس هستند یا نمایندههایی که بلاگرند؟!
شجاعی رئیس سابق کمیسیون اصل نود در خبری از عملکرد نمایندگانی پرده برداشت که بلاگر هستند و اعلام موضع آنها برای جذب دنبال کننده و افزایش عضو کانال ارتباطی است.
مجلس شورای اسلامی، خانه قانونگذاری، نظارت و پیگیری مطالبات مردم است. نماینده مجلس با رأی مردم برگزیده میشود تا با حضور مؤثر در کمیسیونها، تدوین قوانین کارآمد، نظارت بر عملکرد دستگاههای اجرایی و پیگیری مشکلات حوزه انتخابیه، بخشی از بار اداره کشور را بر دوش بکشد. اما در سالهای اخیر، بهویژه در مجلس دوازدهم، پدیدهای بیش از گذشته خودنمایی میکند؛ پدیدهای که میتوان آن را «بلاگرنمایی» نامید.
در این رویکرد، برخی نمایندگان به جای آنکه انرژی و ظرفیت خود را صرف حل مسائل مردم کنند، بخش قابل توجهی از زمان و امکانات خود را به تولید محتوای رسانهای، حضور مستمر در فضای مجازی، انتشار ویدئوهای کوتاه، اظهارنظرهای جنجالی و اقداماتی اختصاص میدهند که بیش از آنکه نتیجه عملی برای مردم داشته باشد، بازدید، دنبالکننده و دیدهشدن بیشتری برای خودشان به همراه میآورد.
بیتردید ارتباط با مردم، اطلاعرسانی و شفافیت از وظایف مهم هر نماینده است. مردم حق دارند بدانند وکیلشان چه میکند و چه مواضعی دارد. اما زمانی که اصلِ کار جای خود را به نمایشِ کار بدهد، کارکرد نمایندگی دچار آسیب میشود. تفاوت زیادی وجود دارد میان نمایندهای که پس از حل یک مشکل گزارش عملکرد ارائه میدهد، با کسی که گزارشهای پرشمار از فعالیتهای رسانهای منتشر میکند، اما دستاورد ملموسی در حوزه قانونگذاری یا نظارت ندارد.
نماینده مجلس میتواند با پیگیری یک قانون مؤثر، اصلاح یک رویه نادرست، نظارت بر اجرای صحیح بودجه یا حل یک گره اداری، زندگی هزاران نفر را بهبود ببخشد؛ اقداماتی که شاید دوربینها کمتر آنها را ببینند، اما آثارشان سالها باقی میماند. در مقابل، جنجالهای رسانهای و تولید محتوای پیدرپی، هرچند ممکن است برای مدتی توجه افکار عمومی را جلب کند، اما اگر پشتوانه عملکرد واقعی نداشته باشد، سرمایه اجتماعی مجلس را تضعیف خواهد کرد.
خطر دیگر این روند آن است که موفقیت یک نماینده به جای آنکه با شاخصهایی مانند کیفیت قوانین، میزان نظارت مؤثر یا حل مشکلات مردم سنجیده شود، با تعداد بازدیدها، دنبالکنندگان و بازنشر کلیپهای او ارزیابی گردد. چنین تغییری در معیارها، به تدریج سیاستورزی را از مسیر مسئولیتپذیری به سمت نمایش و تبلیغات سوق میدهد.
البته نباید همه نمایندگان را با یک معیار قضاوت کرد. در هر دورهای، نمایندگان پرتلاش و کمحاشیهای حضور دارند که بدون هیاهوی رسانهای، شبانهروز برای حوزه انتخابیه و منافع ملی تلاش میکنند. نقد این یادداشت متوجه یک رفتار و یک رویکرد است، نه همه اعضای مجلس.
مردم از نماینده خود بیش از هر چیز انتظار نتیجه دارند، نه صرفاً تصویر؛ انتظار حل مسئله دارند، نه تولید مداوم محتوا. فضای مجازی میتواند ابزار خدمت باشد، اما هرگاه خود به هدف تبدیل شود، فلسفه نمایندگی را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
اعتبار مجلس نه با تعداد کلیپهای منتشرشده، بلکه با کیفیت قانونگذاری، اثربخشی نظارت و میزان اعتماد مردم حفظ میشود. شاید زمان آن رسیده باشد که معیار موفقیت یک نماینده، آنچه در صفحه شخصی او دیده میشود نباشد، بلکه آن چیزی باشد که در زندگی مردم تغییر ایجاد میکند.