سامن، نجوای هزارهها در سکوت سنگ: واکاوی معماری رمزالود شهر زیرزمینی سامن میراثی که باید دیده شود
در جنوب غربی شهرستان ملایر، آنجا که تاریخ نه در کتب خطی، بلکه در تار و پود سنگهای سخت گرانیتی حک شده است، حقیقتی شگفت در دل زمین خفته است. “شهر زیرزمینی سامن” تنها یک اثر باستانی نیست؛ بلکه کتیبهای زنده و بیبدیل از هوش، باور و پایداری نیاکان ماست که قرنها از نگاه تاریخ پنهان مانده بود. این دستکند عظیم که قدمتی فراتر از عصر اشکانیان دارد، اکنون نه تنها نگینی بر انگشتر تمدن همدان، بلکه بخشی از حافظه تاریخی ایران زمین است که باید بیش از پیش بدان پرداخته شود.

شهر زیرزمینی سامن، به وسعتی بالغ بر سه هکتار، بر بستری از سنگ گرانیت، روایتی از نبوغ مهندسی پیشینیان ماست. این سازه، معماری “دستکند” را به کمال رسانده است؛ هزارتویی که ورود به آن، گویی سفر به دالانی میان زمان است. ویژگی منحصربهفرد این شهر در پیوستگی اتاقها، راهروهای تنگ و دریچههای امنیتی “تنورگونه” آن نهفته است؛ سیستمهایی که نشان از نیاز سازندگان به امنیت، خفا و شاید تقدس دارد. آنچه این فضا را از سایر نمونههای مشابه متمایز میکند، پیچیدگی درهمتنیده آن است که حتی امروز، بدون راهنما، گردشگر را در هزارتوی تاریخ گم میکند؛ گویی معماری شهر، خود پاسبانی است بر رازهایی که در دل سنگها مدفون شدهاند.

شواهد و فرضیات علمی، این مکان را فراتر از یک پناهگاه صرف میبینند. تحلیل ساختار تالارها و شواهد موجود، این احتمال را قوت میبخشد که سامن، خاستگاه آیینهای مذهبی، بهویژه “میترائیسم” بوده است. تصور کنید در عصر تاریکی و اختناق، پیرواِ ایزد خورشید، “میترا”، در سکوت مطلق اعماق زمین، مراسمی را به جای میآوردند که نور آن تنها در قلبشان سوسو میزد. حضور احتمالی قبور بزرگان و فضای تدفین، لایهی دیگری از تقدس به این مکان بخشیده است، فضایی که در آن “زندگی” و “مرگ” در سایهسار آیینهای باستانی به هم میرسند.

تحقیقات باستانشناسی نشان میدهد که سامن، سه دوران حیات را تجربه کرده است. دوره نخست، دوران زایش و آیینی، دوره دوم، اوج شکوه در عصر اشکانیان و دوره سوم، عصر پناه و اختفا که تا دوران قاجار نیز کشیده شد. وجه اشتراک تمامی این ادوار، “رازآلودگی” بوده است؛ این شهر همواره در هالهای از ابهام زیسته و تنها عدهای خاص از وجود آن آگاه بودهاند. این عدم اشراف عمومی، اگرچه در گذشته برای حفظ امنیت بوده، اما امروز باید به عکس عمل کند، چرا که میراث فرهنگی متعلق به همگان است و باید از خفا به عرصهی آگاهی عمومی درآید.
کشف اتفاقی این شهر در سال ۱۳۸۴ توسط شرکت مخابرات، آغاز فصلی نو بود، اما اکنون سامن در نقطهای ایستاده که نیازمند نگاهی راهبردی است. رطوبت ناشی از ساختار سنگی و بخشهای ناشناختهی زیر ۶ متر، کار را برای کاوشگران دشوار کرده است. با این حال، شهر زیرزمینی سامن به عنوان یکی از قطبهای گردشگری غرب کشور، پتانسیلی عظیم برای توسعه فرهنگی و اقتصادی ملایر و استان همدان دارد.
تبدیل کردنِ این “هزارتوی خاموش” به یک مقصد گردشگری استاندارد، مستلزم سرمایهگذاری در جهت ایمنسازی، نورپردازی تخصصی و مطالعات تکمیلی است. ما نباید تنها به تماشای آن بسنده کنیم؛ بلکه باید روایتگر داستان آن باشیم.
سامن، امروز تنها یک سایت باستانشناسی نیست؛ بلکه زمزمهای از شکوه تمدنی است که در سختترین شرایط، خود را در دل سنگها حفظ کرده است. امروز، نوبت ماست که با صیانت از این میراث، این نجواهای باستانی را به گوش نسلهای آینده برسانیم. سامن، سندی است بر اینکه ایرانی، حتی در اعماق زمین نیز، به دنبال ساختن “تمدن” بوده است.