دره جوزان؛ ظرفیت جهانی مغفول و ضرورت عبور از مدیریت شعاری
ثبت جهانی “نظام تولید انگور دره جوزان” در سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، بیتردید یکی از مهمترین افتخارات کشاورزی، فرهنگی و هویتی شهرستان ملایر، استان همدان و حتی ایران در سالهای اخیر است. این ثبت، تنها به معنای ثبت یک محصول یا یک محدوده جغرافیایی نیست، بلکه به رسمیت شناختن مجموعهای از ظرفیتهای کمنظیر در حوزه کشاورزی سنتی، دانش بومی، تنوع زیستی، فرهنگ محلی، معیشت روستایی و هویت تاریخی یک منطقه است که قرنها با انگور زیسته و بالیده است.
با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: سهم واقعی مردم دره جوزان از این عنوان جهانی چه بوده است؟ آیا این افتخار بینالمللی توانسته به توسعه پایدار گردشگری، اشتغال روستایی، افزایش درآمد باغداران، تقویت زیرساختها و تثبیت معیشت محلی منجر شود یا هنوز در سطح یک عنوان پرطمطراق باقی مانده است؟

واقعیت این است که دره جوزان امروز بیش از آنکه نیازمند توصیف و تمجید باشد، محتاج اقدام، برنامهریزی، مدیریت و حمایت عملی است. سالهاست از ظرفیتهای بیبدیل این منطقه در حوزه گردشگری کشاورزی، اکوتوریسم، گردشگری فرهنگی و روستایی سخن گفته میشود، اما آنچه مردم منطقه و افکار عمومی انتظار دارند، نه تکرار شعارها و برگزاری مقطعی جشنوارهها، بلکه مشاهده نتایج عینی این ثبت جهانی در زندگی روزمره روستاییان و در سیمای توسعهیافته منطقه است.
دره جوزان از همه مؤلفههای لازم برای تبدیل شدن به یک قطب جدی گردشگری برخوردار است. قدمت چندصدساله نظام تولید انگور، گستره تاکستانها، تنوع فراوردههای انگور، آیینهای سنتی همچون شیرهپزی، چشماندازهای طبیعی کمنظیر، مجاورت با منطقه حفاظتشده لشگردر، وجود روستاهای هدف گردشگری، تنوع قومی و زبانی و پیوند عمیق معیشت مردم با تاکداری، مجموعهای از ظرفیتها را شکل داده که در بسیاری از مناطق کشور یافت نمیشود. با این وجود، این مزیت ممتاز هنوز آنگونه که باید به یک برند گردشگری حرفهای، درآمدزا و پایدار تبدیل نشده است.
یکی از ضعفهای جدی در این حوزه، نبود دبیرخانه فعال جیاس و فقدان یک چارت سازمانی قوی، پاسخگو و عملیاتی برای پیگیری امور مربوط به این ثبت جهانی است. زمانی که برای چنین عنوان مهمی، ساختاری مشخص، دبیرخانهای پویا، نیروی انسانی متخصص، بودجه مستقل و شرح وظایف شفاف وجود نداشته باشد، طبیعی است که پیگیریها پراکنده، تصمیمها مقطعی و خروجیها محدود باقی بماند. این خلأ ساختاری، نهتنها یکی از ضعفهای اصلی در بهرهبرداری از ظرفیت جهانی دره جوزان است، بلکه بهعنوان یکی از نقاط ضعف شهر جهانی انگور و کشمش ملایر نیز باید صریحاً مورد توجه قرار گیرد.

از متولیان امر در جهاد کشاورزی انتظار میرود نسبت به ایجاد یک چارت سازمانی تخصصی و مقتدر برای این حوزه اقدام عاجل کنند؛ چارتی که توان اجرایی، حقوقی، تبلیغی و هماهنگکننده داشته باشد. اگر جهاد کشاورزی به هر دلیل امکان اداره فعال و مستمر این دبیرخانه را ندارد، باید تدبیری جایگزین و کارآمد اندیشیده شود. در چنین شرایطی، میتوان مسئولیت اجرایی دبیرخانه را به شهرداری ملایر واگذار کرد؛ البته با نظارت عالی جهاد کشاورزی و با تعریف دقیق مأموریتها، اهداف، شاخصهای ارزیابی و سازوکار پاسخگویی. شهرداری ملایر، با توجه به ظرفیتهای اجرایی، ارتباط مستقیم با جامعه محلی و امکان ورود مؤثر به حوزه گردشگری و برندینگ شهری، میتواند این مسئولیت را از حالت تشریفاتی خارج کرده و به یک بازوی عملیاتی تبدیل کند.
این در حالی است که در بسیاری از روستاهای ملایر، بخش عمدهای از درآمد مردم بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به انگور وابسته است. معنای روشن این وابستگی آن است که هرگونه بیتوجهی به زنجیره ارزش انگور، صنایع وابسته و ظرفیتهای گردشگری مرتبط با آن، مستقیماً بر پایداری معیشت روستایی اثر میگذارد. بنابراین توسعه گردشگری دره جوزان یک انتخاب تزئینی یا تبلیغاتی نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. اگر مسئولان از این امکان بهدرستی بهره نگیرند، نهتنها یک فرصت ملی را از دست دادهاند، بلکه در برابر تضعیف تدریجی این نظام میراثی نیز مسئول خواهند بود.
مطالبه امروز روشن است: ثبت جهانی باید از سطح عنوان و افتخار نمادین عبور کند و به پروژهای اجرایی با خروجی مشخص تبدیل شود. مردم حق دارند بپرسند: برای منطقهای با این سطح از شهرت و اعتبار جهانی، چه میزان زیرساخت گردشگری فراهم شده است؟ چه تعداد اقامتگاه بومگردی با استانداردهای لازم شکل گرفته؟ چه برنامهای برای معرفی حرفهای دره جوزان در سطح ملی و بینالمللی تدوین شده؟ چه میزان سرمایهگذاری برای راههای دسترسی، خدمات رفاهی، معرفی آیینها، بازاریابی محصولات محلی و آموزش نیروهای بومی انجام شده است؟ و مهمتر از همه، چه نهادی مسئول پاسخگویی درباره کندی روند بهرهبرداری از این ظرفیت است؟

مسئولان شهرستانی و استانی باید بپذیرند که دره جوزان دیگر یک موضوع صرفاً محلی نیست. این منطقه اکنون به واسطه ثبت در نظام جیاس فائو، بخشی از اعتبار بینالمللی ایران در حوزه میراث کشاورزی محسوب میشود. بنابراین هرگونه تعلل در معرفی، حفاظت و بهرهبرداری اصولی از این ظرفیت، تنها یک عقبماندگی اجرایی نیست، بلکه از دست دادن یک فرصت ملی است. بیتردید اگر منطقهای با چنین مزیتهایی در بسیاری از کشورها وجود داشت، تاکنون به یکی از شاخصترین مقاصد گردشگری کشاورزی تبدیل شده بود؛ با تقویم سالانه رویدادها، مسیرهای طراحیشده گردشگری، مراکز عرضه محصولات بومی، بستههای تبلیغاتی حرفهای و مشارکت فعال جامعه محلی. چرا دره جوزان هنوز به این نقطه نرسیده است؟
یکی دیگر از ضعفهای مهم، نبود یک نقشه راه منسجم و میانبخشی برای توسعه گردشگری در این منطقه است. توسعه دره جوزان نیازمند هماهنگی کامل میان جهاد کشاورزی، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، فرمانداری، بخشداری، شهرداری، دهیاریها، دانشگاه ملایر، پژوهشکده انگور و کشمش، فعالان فرهنگی، رسانهها، تشکلهای کشاورزی، بخش خصوصی و صادرکنندگان است. بدون چنین همافزاییای، هر دستگاه صرفاً بخشی از مسئولیت را بر دوش دیگری خواهد انداخت و در نهایت، سرمایهای با این عظمت در حد چند جشنواره مناسبتی و چند گزارش خبری باقی خواهد ماند.
نباید فراموش کرد که توسعه گردشگری دره جوزان صرفاً به ساخت جاده یا نصب تابلو محدود نمیشود. آنچه این منطقه را متمایز میکند، “اصالت” آن است؛ یعنی دانش بومی، شیوههای سنتی نگهداری تاکستان، آیینهای محلی، غذاهای سنتی، پوشش بومی و خاطره جمعی مردمانی که قرنها با انگور زیستهاند. اگر این عناصر مستندسازی، حفاظت و بازنمایی نشوند، حتی با صرف هزینه برای زیرساختهای فیزیکی نیز جذابیت واقعی منطقه از بین خواهد رفت. از این رو، یکی از مطالبات جدی باید ثبت، صیانت و ترویج میراث ناملموس دره جوزان باشد؛ میراثی که سالخوردگان منطقه حاملان اصلی آن هستند و اگر امروز برای انتقال آن برنامهریزی نشود، فردا شاید بسیار دیر باشد.

در کنار این موضوع، ضرورت حمایت اقتصادی از کشاورزان نیز باید جدی گرفته شود. حفظ نظام تولید انگور زمانی ممکن است که برای باغدار و روستایی، صرفه اقتصادی داشته باشد. اگر کشاورز احساس کند نگهداری از تاکستان سنتی، پایبندی به الگوی بومی یا حفظ کاربری باغی، درآمد کافی برای او ایجاد نمیکند، طبیعی است که به سمت تغییر کاربری، تغییر محصول یا ترک تدریجی این الگو حرکت خواهد کرد. در چنین شرایطی، گردشگری میتواند بهعنوان یک منبع مکمل درآمد، عامل تثبیت این نظام کشاورزی باشد. اما این امر بدون سیاستهای حمایتی، تسهیلات هدفمند، آموزش حرفهای و ایجاد بازار پایدار برای خدمات و محصولات محلی محقق نخواهد شد.
از سوی دیگر، تبلیغات و معرفی دره جوزان همچنان با سطح واقعی ظرفیت آن فاصله دارد. منطقهای با ثبت جهانی، جشنوارههای متعدد، فرآوردههای متنوع و جاذبههای طبیعی و فرهنگی، باید دارای هویت رسانهای قدرتمند، سایت تخصصی، مستندهای حرفهای، کمپینهای معرفی، تولیدات چندرسانهای و حضور جدی در نمایشگاهها و رویدادهای ملی و بینالمللی باشد. این مطالبهای کاملاً منطقی است که چرا برای معرفی دره جوزان، همان سطح از تبلیغات و روایتسازی که برای برخی برندهای صنعتی و شهری انجام میشود، صورت نمیگیرد؟ چرا هنوز بسیاری از مردم کشور و حتی بخشی از گردشگران داخلی شناخت دقیقی از این ظرفیت جهانی ندارند؟
در این میان، فعالان حوزه انگور، تولیدکنندگان و صادرکنندگان نیز مسئولیت مهمی بر دوش دارند. آنان باید سهم خود را در معرفی و توسعه نام ملایر ادا کنند؛ همانگونه که صنعت مبلمان منبت با برگزاری جشنوارهها، رویدادها و تبلیغات هدفمند توانست نام ملایر را در سطح ملی و بینالمللی پررنگتر کند، حوزه انگور و کشمش نیز به روایتسازی حرفهای، تبلیغات مؤثر و برگزاری رویدادهای منظم و تخصصی نیاز دارد. این حوزه اگر درست دیده شود، میتواند نه فقط یک محصول کشاورزی، بلکه یک هویت اقتصادی و تمدنی برای ملایر باشد.
اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان از رویکرد توصیفی فاصله بگیرند و وارد فاز اقدام شوند. برگزاری جشنوارهها ارزشمند است، اما کافی نیست. ثبت جهانی مهم است، اما پایان کار نیست. تعریف و تمجید از ظرفیتها لازم است، اما تا زمانی که به اشتغال، رونق اقتصادی، افزایش ماندگاری گردشگر و ارتقای کیفیت زندگی مردم منطقه منجر نشود، نمیتوان از موفقیت کامل سخن گفت. دره جوزان امروز نیازمند تصمیمهای شجاعانه، بودجههای هدفمند، مدیریت هماهنگ و پاسخگویی شفاف است.
مخلص کلام اینکه، دره جوزان نه فقط یک جغرافیا، بلکه یک فرصت ملی برای نمایش توان ایران در پیوند دادن میراث کشاورزی با توسعه پایدار است. این فرصت اگر به حال خود رها شود، بهتدریج فرسوده خواهد شد؛ اما اگر با تدبیر، سرمایهگذاری و مشارکت مردم و مسئولان همراه شود، میتواند ملایر را به یکی از قطبهای اصلی گردشگری کشاورزی کشور تبدیل کند. امروز مطالبه مردم، نخبگان و دلسوزان منطقه روشن است: دره جوزان را از سطح افتخار نمادین به سطح اولویت اجرایی برسانید. و در کنار آن، با ایجاد دبیرخانهای فعال، چارت سازمانی قوی و متولی مشخص، اجازه ندهید یکی از مهمترین مزیتهای شهر جهانی انگور و کشمش در غفلت مدیریتی باقی بماند.